|
|
|
| |
جبهه دوم خرداد با روياي
"بهشت" به سوي "بهارستان" |
|
| |
پس از پيروزي چشمگير و
شوكآور جريان موسوم به چپ در دوم خرداد 76 و آغاز مسئوليت
سيدمحمدخاتمي در رياست جمهوري، تا مدتها نفس در سينه جريان
موسوم به راست آن زمان حبس شد. اين واقعه سرآغاز تحولات
مهمي در كشور شد و دوم خرداد از آنچنان برجستگي برخوردار
شد كه تمام جريانات حامي خاتمي از ليبرالهاي فعال در
تشكلهايي مانند نهضت آزاديگرفته - كه خاتمي را مخلوق دوم
خرداد ميدانستند- تا روحانيون مذهبي و خط امامي فعال در
مجمع روحانيون مبارز -كه خاتمي راعضو برجسته خود
ميدانستند - پس از آن دريك جبهه با نام "دوم خرداد"
شناخته شدند و رقيب اين جريان با گسترش جبهه و باز كردن
چتر بسته خود پس از چندي جبهه"اصولگرايان" را ساماندهي
كردند.
تفوق جريان دوم خرداد - كه بعداً عنوان اصلاحطلبان را
براي خود برگزيدند - بر مجاري كشور، آنچنان آشكار و سنگين
بود كه تا مدتها هيچكس بازگشت اصولگرايان به قدرت را حتي
در ذهن نمي توانست به تصوير بكشد.
جريان پيروز دوم خرداد 76 ،پس از فتح پاستور، صندلي هاي
سبز و قرمز بهشت و مجلس شوراي اسلامي را نيز يكي پس از
ديگري ضميمه قدرت خود كرد و با بهرهمندي از مطبوعات متكثر
و چند خبرگزاري دولتي و نيمهدولتي وهمچنين همراهيهاي
بينالمللي سنگر غيرقابل تسخيري را فرا روي رقيب مبهوت خود
به نمايش گذاشت.
اما اين روند ادامه نيافت و افول فواره رو به آسمان اين
جريان با شكست در انتخابات شوراهاي دوم آغاز شد. همان
نهادي كه اجرايي شدنش پي آمد دوم خرداد بود و اين جريان
براي اجرايي كردن اصل قانون اساسي مربوط به اين نهاد تلاش
زيادي كرده بود. شايد جريان اصلاح طلب بر اين تصور بود كه
فعال كردن اين نهاد ميتواند به بقاي آنها استمرار بخشد
اما چنين نشد و بهشت بدست اصولگرايان افتاد و هبوط
اصلاحطلبان از اين نقطه آغاز شد. علت اين هبوط را بايد در
خوردن از شجره ممنوعه نزاع و جدال كه به شدت در شوراي اول
ريشه داونده بود جستجو كرد.
اصولگرايان در حالي به بهشت راه يافتند كه چهره شاخصي به
ميدان نياوردند و شايد تعداد انگشتشماري از رهبران اين
جريان احتمال پيروزي را ميدادند ولي در عين نااميدي، اين
سنگر از دست رقيب خارج شد و به گفته برخي كارشناسان،اولين
شوك به جريان دوم خرداد كه به نظر مي رسيد سرمست از
پيروزيهاي پيدر پي و فارغ از نيازهاي واقعي مردم و
اعتقادات و باورهايشان به دنبال سياستورزي بود، وارد شد.
اصولگرايان نيز پس از چندي بارقه اميد را نظاره كردند و
امكان بازگشت به صحنه و خدمت به مردم براي آنها قوت گرفت.
جريان اصولگرا براي حضور در رقابتهاي انتخاباتي مجلس هفتم
با استفاده از تجربه شوراها حركت با چراغ خاموش، عدم
استفاده از چهرههاي افراطي و استفاده حداقلي از چهرههاي
سرشناس، انتخاب رويكرد رفاهي و آباداني وعدم تمركز بر
تهران را در پيش گرفت و موفق شد بر جريان رقيب پيشي گيرد.
هر چند جريان دوم خرداد همه شكست خود را متوجه عملكرد
شوراي نگهبان كرد و حاضر نشد به اين سوال پاسخ صريحي بدهد
كه اگر شكست اين جريان صرفاً به رد صلاحيت تعدادي از
چهرههاي شاخص اين جريان از سوي شوراي نگهبان مربوط ميشود
چرا هيچيك از چهرههاي شاخص همين جريان در انتخابات شوراها
كه هيچ رد صلاحيتي دركار نبود نتوانستند مورد اقبال مردم
قرار گيرند.
كروبي پس از انتخابات مجلس هفتم در مصاحبهاي در تاريخ
16/3/83 در گفت و گو با فارس گفت: « متاسفانه دوستان ما
فكر ميكردند با چهار تا سخنراني و حرف تند همه كارهايشان
درست ميشود.»
وي در همان مصاحبه افزود: « برخي دوستان ،اقداماتي مانند
روزه سياسي، تحصن و تحريم انتخابات را شروع كردند كه
استفادهاي براي هيچكس نداشت.»
اما آرمين عضو فعال سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي حتي پس
از شكست سنگين جريان دوم خرداد در انتخابات مجلس هفتم و در
واكنش به اين اظهارات كروبي ضمن رد آن گفت: « اين عملكرد
(تحصن نمايندگان واستعفا) چندان درخشان است كه نيازي به
دفاع ندارد ودر مورد درست بودن تحصن و استعفا بايد بگويم
اگر از ناحيه مردم اعتراضي در اين زمينه به اصلاحطلبان
وجود دارد آن است كه چرا اين اقدامات دير صورت گرفت.»
به هر حال اين پيروزي، اصولگرايان را براي برداشتن گام سوم
در جريان رقابتهاي انتخاباتي رياستجمهوري نهم بيش از پيش
مصمم و اميدوار كرد. گامي كه درحين برداشتن لغزيد و آنگونه
كه قرار بود برداشته نشد.
هر چند درجريان انتخابات رياست جمهوري نهم، شكافي درجريان
اصولگرا بوجود آمد كه آثار آن همچنان باقي است اما نكته
مهم اين انتخابات راي ندادن مردم يا " نه" گفتن به
نامزدهاي موردحمايت دوم خرداد وانتخاب يك نامزد از
اصولگرايان بود، يعني انتخاب احمدينژاد از سوي مردم در
انتخاباتي كه به گفته موسوي لاري وزير كشور وقت "سالمترين
انتخابات پس از پيروزي انقلاب اسلامي " بود.
پس از اين مرحله، جريان دوم خرداد مدتها افسرده بود اما
بتدريج افسردگي را كنار گذاشت و به سازماندهي مجدد خود روي
آورد. نتيجه اين ساماندهي در انتخابات شوراهاي سوم تهران
ظاهر شد و چهار نفر ازنامزدهاي اين جريان كه افرادي شناخته
شده اما ميانهرو بودند مجدداً بهشت را تجربه كردند و اين
سوال را بوجود آوردند كه آيا صندلي هاي سبز بهشت و اتاق
چوبكاري شده آن قرار است آغاز و پايان حضوري ديگر در قواي
مقننه و مجريه باشد؟ نكته قابل تامل اين است كه اين توفيق
اصلاح طلبان نيز در نتيجه انسجام اين جريان از سويي و
اختلاف اصولگرايان از سوي ديگر به دست آمد و اين باور را
قوت بخشيد كه هركس از شجره ممنوعه اختلاف بخورد از بهشت
رانده مي شود!
توفيق نسبي جريان دوم خرداد در انتخابات شوراي سوم تهران،
اميد را به اردوگاه اين جريان بازگردانده و آنها
برنامهريزي خود را براي انتخابات مجلس هشتم آغاز
كردهاند.
حزب اعتماد ملي كه بادبان خود را با اتكاء به آراي كروبي
در انتخابات نهم رياست جمهوري برافراشته، فعاليت
انتخاباتياش را در سطح كشور به ويژه در استانهاي لرستان،
همدان، كرمانشاه، ايلام، زنجان، كردستان و آذربايجان غربي
آغاز كرده است. اعضاي شوراي مركزي اين حزب به ويژه طيف
روحاني آن سخت به محوريت كروبي در انتخابات مجلس هشتم
اصرار دارند و معتقدند وي مي تواند علاوه بر جذب آراي طيف
گستردهاي از متدينان، طبقات مستضعف، كارگران و روستائيان،
منتهي اليه هاي جبهه دوم خرداد يعني گروههاي چپ خط امام از
يك سو و جريانهاي تجديد نظر طلب را به وحدت و اجماع
برساند.
در آن سوي ديگر، طيفي از اصلاحطلبان با محوريت حزب
مشاركت، فعاليت انتخاباتي خود را با محوريت سيد محمد خاتمي
كليد زدهاند. اين گروه معتقدند، مردم بيش از آنكه با
احزاب و جريانهاي سياسي عقد اخوت بسته باشند، چشم به
ژنرالهاي سياسي دارند. از اين رو، چهرهاي متين، بشاش و
نجيب همچون خاتمي ميتواند، اعتماد مردم را به آنان باز
گرداند. خاتمي هم عليرغم موضع صريحي كه درباره عدم
كانديداتورياش در انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم
گرفته، اما خيمه فرماندهي اصلاحطلبان به ظاهر ميانه رو را
در بنياد باران برپا كرده است. در گام اول، خاتمي از 150
وزير، استاندار، نمايندگان مجالس سابق و مديران ارشد و
مياني احزاب دوم خردادي دعوت به عمل آورد تا نقطه نظرات
آنان را پيرامون انتخابات آينده جويا شود. پس از بحثها و
بررسيهاي مستمر، كميتهاي 22 نفره از نمايندگان احزاب نقش
آفرين در جبهه دوم خرداد انتخاب شدند تا عهدهدار كار
گزينش ليستهاي انتخاباتي و هدايت و مديريت جريان انتخابات
باشند.
در اين ليست 22 نفره، اسامي افرادي همچون صفدر حسيني،
حاجي، حاضري، نوروززاده، صفايي فراهاني اطاعت، رسولي،
مبلغ، زماني، اطاعت، مرعشي، بيطرف، مجيد انصاري، موسوي
لاري، محمد سلامتي و خانمها اماني و بروجردي به چشم
ميخورد.
پس از اين انتخاب بود كه اولين اعتراض از سوي كروبي به گوش
رسيد. وي اعلام كرد وزن و جايگاه حزب اعتماد ملي بيش از 3
نماينده (اطاعت، زماني و نوروززاده) است و ثانياً چرا اين
افراد بايد از سوي آقاي خاتمي و اعضاي بنياد باران گزينش و
انتخاب شوند و هيچ مشورتي با ما نشود.
بهزاد نبوي هم كه از انتخاب تنها يك كانديدا از سازمان
مجاهدين انقلاب كه او هم تمايلات نزديكي به هاشمي رفسنجاني
دارد ( محمد سلامتي) برآشفته شده و اعلام كرده كه كميته 22
نفره تنها بايد به عنوان لويي جرگه و فصل الخطاب تنشهاي
احتمالي در جبهه دوم خرداد به ميدان آيد و كار تعيين
ليستها و هدايت امر انتخابات بر عهده احزاب اصلي جبهه دوم
خرداد باشد.
|
|
|
|
|